عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

57

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ . . . ربّ العالمين منّت مىنهد بر مصطفى عربى كه خواست ما و حكم ما آنست كه اهل بيت تو پاك باشند از هر چه آلايش خلقيّت است و اوساخ بشريّت ، تا - از خانه بكدخداى ماند همه چيز الطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبِينَ وَ الطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّباتِ - گفته‌اند كه « رجس » ايدر افعال خبيثه است و اخلاق دنيّه ، افعال خبيثه فواحش است ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ ، و اخلاق دنيّه هوى و بدعت و بخل و حرص و قطع رحم و امثال آن ، ربّ العالمين ايشان را بجاى بدعت سنّت نهاد ، و بجاى بخل سخاوت ، و بجاى حرص قناعت ، و بجاى قطع رحم وصلت و شفقت . آن گه فرمود : وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً - و شما را پاك مىدارد از آنكه به خود معجب باشيد يا خود را بر در اللَّه دالّتى دانيد يا بطاعت و اعمال خود نظرى كنيد . پير طريقت گفت : نظر دو است : نظر انسانى و نظر رحمانى . نظر انسانى آنست كه تو به خود نگرى ، و نظر رحمانى آنست كه حق به تو نگرد ، و تا نظر انسانى از نهاد تو رخت بر ندارد نظر رحمانى بدلت نزول نكند . اى مسكين ! چه نگرى تو به اين طاعت آلودهء خويش و آن را بدرگاه بىنيازى او چه وزن نهى ، خبر ندارى كه اعمال همهء صدّيقان زمين و طاعات همهء قدسيان آسمان اگر جمع كنى در ميزان جلال ذى الجلال پر پشه‌اى نسنجد . لكن او جلّ جلاله با بىنيازى خود بنده را به بندگى مىپسندد و راه بوى مىنمايد ، اللَّهُ لَطِيفٌ بِعِبادِهِ لطيف است به بندگان خويش . ميگويد لطف ما بين و رحمت از ما دان و نعمت از ما خواه وَ سْئَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ . إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِماتِ . . . ربّ العالمين درين آيت بندگان خود را در رفتن راه دين منازل روشن مىنمايد و آن گه ايشان را بلطف خود در آن روش مىستايد و برحمت خود مزد عظيم و ثواب كريم مىدهد ، خود راه مىنمايد و خود بر روش ميدارد و آن گه بنده را در آن مىستايد . اينت كرم و لطافت ! اينت رحمت و رأفت ! « إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِماتِ » مسلمانان‌اند احكام شريعت را گردن نهاده و در راه حقيقت خويشتن را